جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

گیج!

    گیجم...!

    روزهای گذشته را مرور می کنم... کاستی ام چه بود؟

    چت کردی، هیچ نگفتم... گفتی نیاز دارم دوستی داشته باشم، قبول کردم! اما قول دادی که رابطه هایت حریمها را نشکند... بیکار شدی، کار کردم تا چرخ زندگیمان بچرخد... س..س خواستی، همیشه بودم... خودم را آراستم تا احساس کمبود نکنی... 

    پس چرا...؟! چه کنم که هر کس و ناکسی را به من ترجیح ندهی؟ خودت می دانی، آرام تر از آنم که جنجال راه بیاندازم. اما همین فرد آرام اگر به تلاطم بیفتد همه چیز را نابود می کند؛ بی هیچ بازگشتی...

    گیجم...! هنوز گیجم که چطور با همه اینها دوستت دارم. با دروغ هایت، با نثار عاشقانه هایت به دیگران، همان عاشقانه هایی که حسرتشان را به دلم گذاشته ای، با وجود تمام بد و بیراه ها و بی رحمی هایت... به خاطر خوبی های گاهگاهت هنوز دوستت دارم...

    اما...

    اما دیگر آنقدر شیدایت نیستم که کجروی هایت را نادیده بگیرم. این رودخانه آرام دارد به تلاطم می افتد... و من می ترسم...! هم برای خودم، و هم برای تو! 

    اعتمادی که به تو داشتم فروریخته، و دیگر جایی برای سازش و ملایمت نمی بینم.

    از این پس تصویری را که از من داشتی دوباره بساز، چون من دیگر زنی که چهار سال است می شناسی نیستم...!


    این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 25 بهمن 1391
    منبع
    برچسب ها : هایت ,آرام ,گیجم ,دوستت دارم ,
    گیج!

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر