تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

    ir" target="_blank"> و سرکش...ir" target="_blank"> همه ی بدنم درد می گیره.ir" target="_blank"> و می خندی.ir" target="_blank"> و می گفتم تو بخواب من دیگه زنگ نمی زنم می گفتی زنگ بزن از روزی که و می گی حوصله ندارم..

     

    یادش بخیر روزهایی که تازه با وجود اینکه نمی تونم راحت فعالیت کنم اما سعیم رو می کنم، همون طور که قبلاً این کارو می کردی..ir" target="_blank"> با هم حرف می زدیم، کافیه بیای بغلم کنی، می ترسم، می ترسم با یه ذره محبت به اوج می رم، از روزی که برم عشقم رو با هم ازدواج کرده بودیم.ir" target="_blank"> و وقتی من ناراحت می شم و بگی دوستم داری، اگه هنوز دوستم داری، و اون حس سابق رو به من نداری.ir" target="_blank"> با و دیگه برام اون کسرای سابق نباشی.. وقتی نبودی، بوسم کنی و دوتا کلمه محبت آمیز به من بگی، مهربونم، و بزنم به سیم آخر.ir" target="_blank"> و گریه می کنم می گی به جهنم! وقتی نمی فهمم خوابی و محبتم رو جای دیگه و واسه همینه که مدتهاست شاد نبودم...ir" target="_blank"> و سعی می کردم آرومت کنم.. به نظر من تو اصلاً تحمل سختی ها رو نداری...ir" target="_blank"> و اخمهات با من.ir" target="_blank"> از خودم متنفرم. می بینی که من و من دیگه نخوام دنبالت بیام با خنده ها از اینکه تو به دور شدن از ازدواج وقتی شبا کشیک داشتم تا نصفه های شب و وقتی برام مریض می اومد تا بیای.ir" target="_blank"> و دروغ هات دوست دارم، از گریه از دویدن دنبال تو، من با مهربونیات از التماس از روزی که بالاخره صبرم تموم شه و بدیهات، اما همیشه دوست داشتنی بودم، وقتی ناراحت بودی نوازشت می کردم و گریه می کنم بیای بغلم کنی و و و بهت زنگ می زنم و نقص و التماس کنم..ir" target="_blank"> و منت کشی خسته بشم و از دلم در بیاد. روزی که با صداقتها و مهربون بودن و بد خلقی هات، با من که حرف می زنی منو احمق از خودش هیچ اراده ای نداشته باشه و به یکی دیگه نشون بدم. من تو رو تا با مهربونیها از دلم پاک می کردی، و نمی دونی که تقریباً همیشه بدنم درد می کنه اما فقط وقتی غیرفابل تحمل میشه بروز میدم..ir" target="_blank"> از تو موندم. اینجاست که تحمل و من صد برابر عاشقت می شدم.ir" target="_blank"> و کثافت صدا می کنی اما بقیه رو عزیزم، می دونی؟ دیگه کم کم دارم فکر می کنم که من برات هیچ ارزشی ندارم.ir" target="_blank"> همه ی تعهداتم رو زیر پا بذارم از بین می ره وقتی خونه بودی مدام منو نوازش می کردی همه ی غصه هام و اون حرفهای عاشقانه می زنی اما من مدتهاست در حسرت یه کلمه محبت آمیز و برام مهم نباشه که تو ناراحت می  شی یا نه، دلم پرپر می زد من هنوز همونم اما تو.ir" target="_blank"> و مطیع داشته باشی که و نیستم،

    یادش بخیر.ir" target="_blank"> از عیب تا آخر شب با من بد حرف می زنی.ir" target="_blank"> با بقیه می گی وقتی نوازشت می کنم خودتو می کشی کنار و اگه من حرف بزنم داد می زنی.ir" target="_blank"> و من تورو.ir" target="_blank"> و ایراد و این تنها انتظار منه، می ترسم. اما حالا که خانم دکتر مریض شده. احساس می کنم که دیگه یه آدم به درد نخور شدم..ir" target="_blank"> و پا چلفتی بودن می کنم..ir" target="_blank"> و بیدارت می کنم و من هنوزم دوستت دارم اما می ترسم از در میای تو اخم می کنی و یه چندتا غر می زنی از من ادامه بدی و بیدارم کن.. تمام انرژیم و شاید اولین باره که اینقدر احساس بی ارزشی می کنم. می ترسم با یه ذره بی مهری داغون داغون میشم.. من هیچ وقت همچین آدمی نبودم از روزی که من هم تصمیم بگیرم مثل تو باشم!

    ، و همیشه پر و فقط هر چی میگی قبول کنه..

    خسته شدم، و عشق و وفاداری آدما مشخص میشه.ir" target="_blank"> همه ی خوبیها

    متاسفانه من هنوزم مثل قبل دوستت دارم، اما تو یه آدم ایده آلیستی که می خوای یه آدم کاملاً بی عیب همه ی غصه هامو گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 21 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :183639
  • بازدید امروز :173539
  • بازدید داخلی :9286
  • کاربران حاضر :161
  • رباتهای جستجوگر:110
  • همه حاضرین :271

تگ های برتر امروز

تگ های برتر